هشت ماهگی ونه ماهگی
این دوران جالب خانوم طلا راحت با کمک وسایل اطرافش می ایستاد وای که خوردنی بودی
با کمک وسیل دوربرت راه میرفتی ،میومدی تو آشپزخانه دورو بر صندلی اوپن کلا عشقت شده بود هیچ وقت با وسایلای خودت بازی نمیکردی با اینهمه وسایلی که داشتی وداری مدام دنبال وسایل دیگه ای هستی بابا یه سگ کر ه ای کنترولی که آموزش زبانم داره واست خرید ولی خیلی میترسیدی منم گذاستمش تو جعبه تا بزرگتر که شدی خانم تر که شدی استفاده کنی بابا جونت خیلی اسباببازیهای جالب واست خرید ولی تو از حرکت کردن سخن گفتنشون حسابی میترسی ،
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


هشت ماهگی ونه ماهگی 
